من فقط بعد از چندین دهه به عنوان عضوی از Faith اظهار نظر می کنم، اما 90٪ غیرفعال هستم. من فقط به دنبال چیزی هستم که در زندگی واقعی است. نه، ایمان شیطانی نیست، اما احساس میکنم در سطحی عمیقا احساسی است. آیا کنترل کننده است؟ برای من چنین احساسی دارد. این یک ماشین تبدیل است. هر جلسه ای که تا به حال می رفت در مورد تدریس بود. در نهایت احساس کردم که هیچ ربطی به یادگیری یا رشد معنوی ندارد. در نهایت بعد از سال ها من فقط از رفتن منصرف شدم. احساس می کردم که میله اخلاقی آنقدر بالاست که هیچ انسانی نمی تواند از آن بپرد. اما من فقط داشتم قدم می زدم و به آن فکر می کردم، و این برای من بسیار بد است، بسیار کنترل کننده، اگرچه فرد آزاد است که دنبال کند یا دنبال نکند. بنابراین من تمام ادعاهای آن را دوباره بررسی کرده ام. فقط افکار من
rerasa