چند هفته گذشته را به درستی به آزمایش تعدادی از ابزارهای نوشتن هوش مصنوعی برای یک پروژه مشتری گذراندید، نه فقط درخواست های گاه به گاه، بلکه در واقع سعی کردیم آنها را به تولید پیش نویس های طولانی قابل انتشار وادار کنیم. خروجی بهتر از چیزی است که من انتظار داشتم، که وقتی درآمد شما به نوشتن بستگی دارد، اعتراف راحت نیست.
چیزی که مرا غافلگیر کرد کیفیت هیچ پاراگراف دیگری نبود. این بود که ابزارها چگونه ساختار را اداره می کنند. خلاصه ای مناسب ارائه دهید و قطعه ای دریافت می کنید که در جهت منطقی حرکت می کند، ضربات مورد انتظار را می زند و مطمئن به نظر می رسد. به نظر می رسد چیزی است که یک نویسنده جوان ماهر پس از یک خلاصه خوب به آن پرداخته است.
کاری که انجام نمی دهد شما را شگفت زده می کند. هیچ مماس عجیب و غریبی وجود ندارد که در نهایت جذاب ترین قسمت قطعه باشد. هیچ جمله ای که متفاوت از آنچه شما انتظار داشتید بیان شود. بافت مسطح است به گونه ای که بیان آن سخت است، اما وقتی این مطالب را پشت سر هم می خوانید احساس می کنید.
سوال عملی که من مدام به آن فکر می کنم این است که آیا مشتریان متوجه می شوند یا به آنها توجه می کنند. بعضی ها قبلا این کار را نمی کنند. کسانی که به صدا و ویژگی اهمیت می دهند هنوز به یک انسان در حلقه به روشی معنادار نیاز دارند. اما این مجموعه از مشتریان ممکن است کوچکتر از جامعه نویسندگان باشد.
کنجکاو هستم که آیا افرادی که در زمینه های محتوای مجاور دیگر کار می کنند همان شکاف بین مشتریانی را پیدا می کنند که می توانند تفاوت را تشخیص دهند و مشتریانی که واقعاً نمی توانند.
ارسال شده توسط /u/JealousQuality3052
(لینک) (نظرات)
Source link
rerasa